تنگنای قافیه
مهر ۴م, ۱۳۸۶چند وقت پیش آلبوم “قلندروار” افتخاری رو خریدم.
بعد از عبور از سروصدای زیاد آوازهای آشاره آستارکی و شانی سوندار که مثل بختک تو پس زمینهء آهنگها حضور پررنگ دارن رسیدم به اشعار آهنگ: رسیدم به آهنگی به نام “بوی زنجیر“؛ یه جایی تو همین آهنگ افتخاری این شعر رو میخونه :
بوی زنجیر در مشام منی
از اون روز تا حالا تو فکرم که خدایا زنجیر چه بویی داره؟! اصلاً مگر زنجیر بو داره؟!
تنها نتیجهای که تونستم بگیرم این بود که احتمالاً آقای هادی سعیدی کیاسری (شاعر این شعر و کاشف بوی زنجیر) دچار مشکل “تنگنای قافیه¹” شدهاند.
اما از این تکه شعر از آهنگ “پای پیاده” هم خوشم اومد:
شب است و شب
و سایهها
و جغدها، خرابهها
میان این سیاههها
فقط تویی پناه من
¹ - چون قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید